ضرورت ساماندهي تيم هاي مديريت بحران
**** ضرورت و اهميت
مشارکت بيشتر تمامي سازمانها، مديران و نيروههاي آنها در سطوح ملي، استاني و شهرستاني در امر مديريت بحران کشور
شناسايي نيروهها در سازمانهاي مختلف و تقويت آنها در امر مديريت بحران در قالب نيروهاي واکنش سريع، تقويت مديريت واحد بحران در سطح کشور با تقويت روحيه کار گروهي، استفاده بهينه از منابع بالقوه سازمانها و تبديل آنها به منابع بالفعل در امر مديريت بحران کشور، ارائه سريعترين و مؤثرترين خدمات امداد و نجات و ساير خدمات مورد نياز به حادثهديدگان ناشي از بحرانهاي طبيعي در سطح کشور، تيمهاي مداخله کننده در بحران اساسي است.
در زمان بحران به صورت آشکارا و يا ناملموس همه دوست دارند، دخالت کنند و اين احساس نياز که اگر دخالت کنند، در جهت رفع بحران مؤثر خواهند بود، در گروههاي مختلف ديده ميشود.
بنابراين گروههاي مداخله کننده، به دو گروه دولتي و مردمي تقسيم ميشوند. لذا اين نکته مهم است که، عدم هماهنگي و انسجام بين گروههاي مختلف در زمان بحران ميتواند، باعث ايجاد نابساماني در جامعه شود و بر شدت اثرات بحران نيز بيفزايد.
هرقدر برنامهريزي بيشتر، هماهنگي قبلي بين گروههاي درگير بهتر، شناخت قبلي از منطقه بحرانزده بيشتر، آموزشهاي تخصصي و عمومي بيشتر، پراکندگي مراکز امدادي و خدماتي مناسبتر، تجهيزات مطلوبتر، پيشبيني امکانات بيشتر و هر چه قدر تمرينها جهت مقابله در زمان آمادگي نيز بيشتر باشد، در هنگام مقابله با بحران، نتايج مطلوبتري حاصل مي شود.
به هر ميزان که آمادگي جامعه(دولت و مردم) نيز بيشتر و اقدامات پيشگيرانه مناسبتر باشد، مقابله صحيحتر، سريعتر و مناسبتر صورت ميپذيرد.
در هنگام وقوع بحران نوع ورود به صحنه حادثه جهت انجام اقدامات مقابلهاي، به سه صورت زير خواهد بود:
ورود سريع بازماندگان حادثه از محل حادثه جهت مقابله
ورود نيروهاي امدادي و خدماتي دستگاههاي اجرائي دولتي و عمومي از نزديکترين محل به صحنه حادثه و از مناطق با آسيب کمتر.
ورود شهرها، استانها و کشورهاي معين به صحنه حادثه که به تناسب فاصله از مرکز بحران و ميزان توانمندي خود وارد عمل ميشوند.
دسته اول گروههاي ذکر شده، عموماً بازماندگان حادثهاند که خود به دو گروه تقسيم ميشوند يا خودشان، اعضا و کارکنان سازمانهاي امدادي و خدماتي بوده و يا مردم عادي هستند. اگر اين افراد آموزشهاي لازم جهت عکسالعمل سريع و مناسب و همچنين اقدامات خود امدادي و آموزشهاي اوليه را در جامعه ديده باشند، ميتوانند مؤثرترين افراد با امکانات ناچيز جهت مقابله بعد از حادثه باشند .
دسته دوم، نيروهاي امدادي و خدماتي دستگاههاي اجرائي دولتي و يا عمومي هستند که، به منظور حصول نتايج بهتر و سريعتر از اين نيروها، شناسائي و ساماندهي نيروها در سازمانهاي مختلف، داشتن يک مرکز فرماندهي و يا اتاق مديريت بحران در مناطق مختلف کشور به گونهاي که به طورشبانه روزي پاسخگو باشند، ضرورت دارد.
دسته سوم شامل شهرها، استانها و کشورهاي معين هستند که در دو حالت مي توانند عمل کنند.
**** ضرورت مديريت واحد بحران در کشور
معضلي که هنگام بروز بحران عموماً خود را نمايان مي سازد، هماهنگ نبودن سازمانهاي مسئول در کنترل بحران ها بوده است. اين قضيه زماني بيشتر اهميت پيدا ميکند که بدانيم ايران جزو ده کشوراول حادثهخيز جهان است. اين عدم هماهنگي باعث بروز عوارضي ميشود که عمدتاً بيش از منشأ و خود خطر، افراد و اموال درگير در سانحه را با مشکل و خطر اتلاف روبرو ميسازد.
بنابراين جستجوي شيوهاي در مديريت و فرماندهي در راستاي رسيدن به هدف هدايت و راهبري مناسب، از اهميت حياتي برخوردار است. مهمترين مشکلاتي که لزوم ايجاد چنين سيستمي را ايجاد ميکند شامل:
سياستها و رويههاي متفاوت سازمانها
عدم وجود يک ساختار سازماني مشترک بين سازمانها؛
عدم وجود يک فرايند برنامهريزي شده هماهنگ؛
عدم وجود ارتباطات بين سازماني شامل شبکهها، دستگاه ها و فرکانسه؛
تفاوت در اصطلاحات مربوط به پرسنل، مأموريتها و منابع؛
هزينههاي رو به افزايش که بر مديريت بهينه منابع و همکاريهاي چند جانبه تأثير ميگذارد؛
تلفات بسيار زياد در برخي از سوانح مثل زلزلههاي مهيب؛
مسائل ايمني و بهداشتي امدادگران و شهروندان است.
در مديريت واحد و يکپارچه بحران خطرات بالقوه و منابع موجود مورد ارزيابي قرارگرفته و با برنامهريزي کارشناسانه، بين منابع و خطرات احتمالي موازنه برقرار نموده و با استفاده از منابع در اختيار، بحران را کنترل مي کنند.
در اين روش مديريتي علاوه بر انجام وظايف به صورت تخصصي، همگي در قالب يک مديريت واحد و در مراحل مختلف آن اقدامات و فعاليتهاي خود را ساماندهي نموده و تمامي افراد و گروهها(حتي مردم) در آن داراي نقش و جايگاه مشخصي هستند.
بنابراين براي آمادگي و اقدامي مؤثر جهت مقابله و کاهش خطرات ناشي از بحران، تا پايان دوره بحران و حتي پس از آن، چه در صحنه عمليات و چه در فضاي خارج از آن و حتي در سياستگذاريهاي کلان و تخصصي، نياز به مديريت و فرماندهي واحد بحران است.
بر اساس قانون تشکيل سازمان مديريت بحران کشور بيش از 25 وزارتخانه عضو شورايعالي مديريت بحران کشور مي باشند، يعني در شوراي عالي مديريت بحران کشور بيش از 25 وزير عضو اين شورا خواهند بود.
بنابراين اگر هر عضو شورايعالي سه جانشين براي خود در امر مديريت بحران معرفي نمايد ، تا در مواقع ضروري بر اساس نياز در جلسات سياستگذاري شرکت نمايند، شوراي عالي بجز اعضا اصلي ميتواند از بيش از 75 نفر فرد جانشين خود در سطح ملي بهرهمند گردد که تشخيص تعداد و نحوه استفاده از اين نيروهاي تصميم گيرنده جانشين ارشد، با شوراي عالي خواهد بود.
از طرفي شوراي هماهنگي مديريت بحران کشور به طور متوسط 25 عضو داشته که اگر هر عضو شوراي هماهنگي براي خود سه جانشين انتخاب کند عملاً در شرايط بحراني، به راحتي و در صورت نياز و يا بروز مشکلاتي براي هر يک از اعضاي اصلي، امکان فراخواني بيش از 75 نفر جانشين در شوراي هماهنگي مديريت بحران کشور خواهد بود و بدين نحو به راحتي ميتوان اين خلاء مديريتي در جلسات تصميمسازي در سطح کشور را پوشش دارد.
در کشور ما بيش از 25 مدير ارشد در حد وزير در شورايعالي مديريت بحران و 75 جانشين در سطح ملي و 25 معاون وزير با 75 جانشين در شوراي هماهنگي مديريت بحران و بيش از 30 مدير کل و 90 جانشين در شوراي مديريت بحران استان و 30 رئيس اداره و 90 جانشين در شوراي مديريت بحران شهرستان مي توانند فراخواني و متناسب به سطح حوادث و بحرانهاي ناشي از آن، به امر سياستگذاري و رهبري امور بپردازند.
**** تيمهاي عملياتي
در بحران بر اساس نوع، محل وقوع، نوع آسيب، ميزان آسيب، شعاع تأثير، زمان آسيب و متناسب با محلي، استاني، ملي، منطقهاي و يا جهاني بودن بحران، گروههاي مختلف وارد عمل مي گردند.
گرچه در بحرانهاي رخ داده در کشور همه گروههاي دولتي بهتدريج وارد عمليات جهت مقابله با بحران ميگردند، ولي ضرورت دارد برنامهريزي مناسبي جهت شناسائي و ساماندهي نيروهها و تجهيز آنها به امکانات مناسب در سطح کشور انجام گيرد.
اين تيم ها مرکب از پرسنل و نيروهاي سازمانها، نهادهاي تخصصي و يا گروههاي مردمي سازماندهي شده بوده و وظيفه اين تيم ها در بحران مداخله مستقيم و اجراي تصميمات و دستورات صادر شده از مقامات ارشد است و جهت دسترسي به نتايج مطلوب توسط اين تيمها تجهيزات و امکانات مناسب براي کار آنها الزامي است.
در کشور ما معضلي که عموماً در بحرانهاي ناشي از حوادث غيرمترقبه با آن روبرو هستيم اين است که نيروهاي درگير در امر مديريت بحران به روز، پويا و آماده به کار نبوده و در شرايط عادي به امور جاري خود پرداخته و تنها در صورت بروز حادثه از توان آنها استفاده مي شود.
گرچه اين روش انقباضي باعث عدم ايجاد خلاء در امور جاري کشور ميشود ولي گاهي ديده شده است، بعلت در دسترس نبودن نيروها و يا عدم آمادگي کافي آنها حتي در خصوص نيروهاي مراکز امدادي و خدماتي ، عمليات مقابله با بحران با تأخير و نامناسب صورت پذيرد.
اگر در سطوح وزارتخانهها و سازمانهاي ملي بطور متوسط 100 نفر نيروي مناسب شناسائي شده و اين نيروها بطور مرتب آموزشهاي لازم را در خصوص مديريت بحران ديده و به امکانات تخصصي متناسب با فعاليت خود مجهز شوند، بطور متوسط بيش از پنج هزار نفر نيروي واکنش سريع آماده عمليات در وزارتخانهها و سازمانها در سطح ملي خواهيم داشت.
در سطوح استاني، اگر بطور متوسط از هر اداره کل حداقل حدود 50 نفر نيرو در سطح ستاد و صف (شهرستاني) و با توزيع مناسب در سطح استان شناسائي شده و آموزشهاي لازم در خصوص مديريت بحران را بطور پيوسته و مرتب ديده و به امکانات تخصصي متناسب با فعاليتهاي جاري خود مجهز شوند، مشاهده مي کنيم که بيش از هزار و 500 نفر نيروي واکنش سريع متخصص و مجهز در استانها خواهيم داشت و اگر اين رقم در 30 استان کشور ضرب شود، اين عدد به 45 هزار نفردر سطح کل کشور خواهد رسيد.
ارتباط اين نيروها با هم در داخل سازمانهاي تخصصي و مابين سازمانهاي تخصصي در سطوح ملي، استاني، شهرستاني و ارتباط بين استاني در مديريت و استفاده بهينه منابع در بحرانهاي احتمالي در سطوح مختلف بسيار مؤثر خواهد بود.
از طرفي وجود يک سيستم نظارتي مناسب و مستمر در عملکرد اين نيروها و انجام تمرينات دورهاي درون سازماني و بين سازماني، ملي، منطقهاي، استاني و شهرستاني و انعکاس عملکرد آنها و برطرف نمودن نقاط ضعف و تقويت نقاط قوت آنها قبل از وقوع بحران، باعث تقويت عملکرد آنها در زمان بحران خواهد شد.
مشارکت بيشتر تمامي سازمانها، مديران و نيروههاي آنها در سطوح ملي، استاني و شهرستاني در امر مديريت بحران کشور
شناسايي نيروهها در سازمانهاي مختلف و تقويت آنها در امر مديريت بحران در قالب نيروهاي واکنش سريع، تقويت مديريت واحد بحران در سطح کشور با تقويت روحيه کار گروهي، استفاده بهينه از منابع بالقوه سازمانها و تبديل آنها به منابع بالفعل در امر مديريت بحران کشور، ارائه سريعترين و مؤثرترين خدمات امداد و نجات و ساير خدمات مورد نياز به حادثهديدگان ناشي از بحرانهاي طبيعي در سطح کشور، تيمهاي مداخله کننده در بحران اساسي است.
در زمان بحران به صورت آشکارا و يا ناملموس همه دوست دارند، دخالت کنند و اين احساس نياز که اگر دخالت کنند، در جهت رفع بحران مؤثر خواهند بود، در گروههاي مختلف ديده ميشود.
بنابراين گروههاي مداخله کننده، به دو گروه دولتي و مردمي تقسيم ميشوند. لذا اين نکته مهم است که، عدم هماهنگي و انسجام بين گروههاي مختلف در زمان بحران ميتواند، باعث ايجاد نابساماني در جامعه شود و بر شدت اثرات بحران نيز بيفزايد.
هرقدر برنامهريزي بيشتر، هماهنگي قبلي بين گروههاي درگير بهتر، شناخت قبلي از منطقه بحرانزده بيشتر، آموزشهاي تخصصي و عمومي بيشتر، پراکندگي مراکز امدادي و خدماتي مناسبتر، تجهيزات مطلوبتر، پيشبيني امکانات بيشتر و هر چه قدر تمرينها جهت مقابله در زمان آمادگي نيز بيشتر باشد، در هنگام مقابله با بحران، نتايج مطلوبتري حاصل مي شود.
به هر ميزان که آمادگي جامعه(دولت و مردم) نيز بيشتر و اقدامات پيشگيرانه مناسبتر باشد، مقابله صحيحتر، سريعتر و مناسبتر صورت ميپذيرد.
در هنگام وقوع بحران نوع ورود به صحنه حادثه جهت انجام اقدامات مقابلهاي، به سه صورت زير خواهد بود:
ورود سريع بازماندگان حادثه از محل حادثه جهت مقابله
ورود نيروهاي امدادي و خدماتي دستگاههاي اجرائي دولتي و عمومي از نزديکترين محل به صحنه حادثه و از مناطق با آسيب کمتر.
ورود شهرها، استانها و کشورهاي معين به صحنه حادثه که به تناسب فاصله از مرکز بحران و ميزان توانمندي خود وارد عمل ميشوند.
دسته اول گروههاي ذکر شده، عموماً بازماندگان حادثهاند که خود به دو گروه تقسيم ميشوند يا خودشان، اعضا و کارکنان سازمانهاي امدادي و خدماتي بوده و يا مردم عادي هستند. اگر اين افراد آموزشهاي لازم جهت عکسالعمل سريع و مناسب و همچنين اقدامات خود امدادي و آموزشهاي اوليه را در جامعه ديده باشند، ميتوانند مؤثرترين افراد با امکانات ناچيز جهت مقابله بعد از حادثه باشند .
دسته دوم، نيروهاي امدادي و خدماتي دستگاههاي اجرائي دولتي و يا عمومي هستند که، به منظور حصول نتايج بهتر و سريعتر از اين نيروها، شناسائي و ساماندهي نيروها در سازمانهاي مختلف، داشتن يک مرکز فرماندهي و يا اتاق مديريت بحران در مناطق مختلف کشور به گونهاي که به طورشبانه روزي پاسخگو باشند، ضرورت دارد.
دسته سوم شامل شهرها، استانها و کشورهاي معين هستند که در دو حالت مي توانند عمل کنند.
**** ضرورت مديريت واحد بحران در کشور
معضلي که هنگام بروز بحران عموماً خود را نمايان مي سازد، هماهنگ نبودن سازمانهاي مسئول در کنترل بحران ها بوده است. اين قضيه زماني بيشتر اهميت پيدا ميکند که بدانيم ايران جزو ده کشوراول حادثهخيز جهان است. اين عدم هماهنگي باعث بروز عوارضي ميشود که عمدتاً بيش از منشأ و خود خطر، افراد و اموال درگير در سانحه را با مشکل و خطر اتلاف روبرو ميسازد.
بنابراين جستجوي شيوهاي در مديريت و فرماندهي در راستاي رسيدن به هدف هدايت و راهبري مناسب، از اهميت حياتي برخوردار است. مهمترين مشکلاتي که لزوم ايجاد چنين سيستمي را ايجاد ميکند شامل:
سياستها و رويههاي متفاوت سازمانها
عدم وجود يک ساختار سازماني مشترک بين سازمانها؛
عدم وجود يک فرايند برنامهريزي شده هماهنگ؛
عدم وجود ارتباطات بين سازماني شامل شبکهها، دستگاه ها و فرکانسه؛
تفاوت در اصطلاحات مربوط به پرسنل، مأموريتها و منابع؛
هزينههاي رو به افزايش که بر مديريت بهينه منابع و همکاريهاي چند جانبه تأثير ميگذارد؛
تلفات بسيار زياد در برخي از سوانح مثل زلزلههاي مهيب؛
مسائل ايمني و بهداشتي امدادگران و شهروندان است.
در مديريت واحد و يکپارچه بحران خطرات بالقوه و منابع موجود مورد ارزيابي قرارگرفته و با برنامهريزي کارشناسانه، بين منابع و خطرات احتمالي موازنه برقرار نموده و با استفاده از منابع در اختيار، بحران را کنترل مي کنند.
در اين روش مديريتي علاوه بر انجام وظايف به صورت تخصصي، همگي در قالب يک مديريت واحد و در مراحل مختلف آن اقدامات و فعاليتهاي خود را ساماندهي نموده و تمامي افراد و گروهها(حتي مردم) در آن داراي نقش و جايگاه مشخصي هستند.
بنابراين براي آمادگي و اقدامي مؤثر جهت مقابله و کاهش خطرات ناشي از بحران، تا پايان دوره بحران و حتي پس از آن، چه در صحنه عمليات و چه در فضاي خارج از آن و حتي در سياستگذاريهاي کلان و تخصصي، نياز به مديريت و فرماندهي واحد بحران است.
بر اساس قانون تشکيل سازمان مديريت بحران کشور بيش از 25 وزارتخانه عضو شورايعالي مديريت بحران کشور مي باشند، يعني در شوراي عالي مديريت بحران کشور بيش از 25 وزير عضو اين شورا خواهند بود.
بنابراين اگر هر عضو شورايعالي سه جانشين براي خود در امر مديريت بحران معرفي نمايد ، تا در مواقع ضروري بر اساس نياز در جلسات سياستگذاري شرکت نمايند، شوراي عالي بجز اعضا اصلي ميتواند از بيش از 75 نفر فرد جانشين خود در سطح ملي بهرهمند گردد که تشخيص تعداد و نحوه استفاده از اين نيروهاي تصميم گيرنده جانشين ارشد، با شوراي عالي خواهد بود.
از طرفي شوراي هماهنگي مديريت بحران کشور به طور متوسط 25 عضو داشته که اگر هر عضو شوراي هماهنگي براي خود سه جانشين انتخاب کند عملاً در شرايط بحراني، به راحتي و در صورت نياز و يا بروز مشکلاتي براي هر يک از اعضاي اصلي، امکان فراخواني بيش از 75 نفر جانشين در شوراي هماهنگي مديريت بحران کشور خواهد بود و بدين نحو به راحتي ميتوان اين خلاء مديريتي در جلسات تصميمسازي در سطح کشور را پوشش دارد.
در کشور ما بيش از 25 مدير ارشد در حد وزير در شورايعالي مديريت بحران و 75 جانشين در سطح ملي و 25 معاون وزير با 75 جانشين در شوراي هماهنگي مديريت بحران و بيش از 30 مدير کل و 90 جانشين در شوراي مديريت بحران استان و 30 رئيس اداره و 90 جانشين در شوراي مديريت بحران شهرستان مي توانند فراخواني و متناسب به سطح حوادث و بحرانهاي ناشي از آن، به امر سياستگذاري و رهبري امور بپردازند.
**** تيمهاي عملياتي
در بحران بر اساس نوع، محل وقوع، نوع آسيب، ميزان آسيب، شعاع تأثير، زمان آسيب و متناسب با محلي، استاني، ملي، منطقهاي و يا جهاني بودن بحران، گروههاي مختلف وارد عمل مي گردند.
گرچه در بحرانهاي رخ داده در کشور همه گروههاي دولتي بهتدريج وارد عمليات جهت مقابله با بحران ميگردند، ولي ضرورت دارد برنامهريزي مناسبي جهت شناسائي و ساماندهي نيروهها و تجهيز آنها به امکانات مناسب در سطح کشور انجام گيرد.
اين تيم ها مرکب از پرسنل و نيروهاي سازمانها، نهادهاي تخصصي و يا گروههاي مردمي سازماندهي شده بوده و وظيفه اين تيم ها در بحران مداخله مستقيم و اجراي تصميمات و دستورات صادر شده از مقامات ارشد است و جهت دسترسي به نتايج مطلوب توسط اين تيمها تجهيزات و امکانات مناسب براي کار آنها الزامي است.
در کشور ما معضلي که عموماً در بحرانهاي ناشي از حوادث غيرمترقبه با آن روبرو هستيم اين است که نيروهاي درگير در امر مديريت بحران به روز، پويا و آماده به کار نبوده و در شرايط عادي به امور جاري خود پرداخته و تنها در صورت بروز حادثه از توان آنها استفاده مي شود.
گرچه اين روش انقباضي باعث عدم ايجاد خلاء در امور جاري کشور ميشود ولي گاهي ديده شده است، بعلت در دسترس نبودن نيروها و يا عدم آمادگي کافي آنها حتي در خصوص نيروهاي مراکز امدادي و خدماتي ، عمليات مقابله با بحران با تأخير و نامناسب صورت پذيرد.
اگر در سطوح وزارتخانهها و سازمانهاي ملي بطور متوسط 100 نفر نيروي مناسب شناسائي شده و اين نيروها بطور مرتب آموزشهاي لازم را در خصوص مديريت بحران ديده و به امکانات تخصصي متناسب با فعاليت خود مجهز شوند، بطور متوسط بيش از پنج هزار نفر نيروي واکنش سريع آماده عمليات در وزارتخانهها و سازمانها در سطح ملي خواهيم داشت.
در سطوح استاني، اگر بطور متوسط از هر اداره کل حداقل حدود 50 نفر نيرو در سطح ستاد و صف (شهرستاني) و با توزيع مناسب در سطح استان شناسائي شده و آموزشهاي لازم در خصوص مديريت بحران را بطور پيوسته و مرتب ديده و به امکانات تخصصي متناسب با فعاليتهاي جاري خود مجهز شوند، مشاهده مي کنيم که بيش از هزار و 500 نفر نيروي واکنش سريع متخصص و مجهز در استانها خواهيم داشت و اگر اين رقم در 30 استان کشور ضرب شود، اين عدد به 45 هزار نفردر سطح کل کشور خواهد رسيد.
ارتباط اين نيروها با هم در داخل سازمانهاي تخصصي و مابين سازمانهاي تخصصي در سطوح ملي، استاني، شهرستاني و ارتباط بين استاني در مديريت و استفاده بهينه منابع در بحرانهاي احتمالي در سطوح مختلف بسيار مؤثر خواهد بود.
از طرفي وجود يک سيستم نظارتي مناسب و مستمر در عملکرد اين نيروها و انجام تمرينات دورهاي درون سازماني و بين سازماني، ملي، منطقهاي، استاني و شهرستاني و انعکاس عملکرد آنها و برطرف نمودن نقاط ضعف و تقويت نقاط قوت آنها قبل از وقوع بحران، باعث تقويت عملکرد آنها در زمان بحران خواهد شد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 20:23 توسط مجید دهقان منشادی
|
مدتی بود میخواستم در فضای مجازی درباره مدیریت امداد در سوانح مطالبی را برای علاقمندان بیاورم تا با این رشته جدید و جایگاه مهم آن بیشتر آشنا شوند. امیدوارم مطالب ارائه شده بتواند مورد استفاده قرار گیرد. ما را از نظرات خود محروم نفرمایید.